تبليغاتX
ارتباطات هوشمند
ارتباطات هوشمند
صفحه نخست The IT News Designing by MAXTheme پست الكترونيك Save Page خانگي سازي Wallpaper Date اضافه به علاقه منديها
<
درباره وبلاگ

امیدواریم با درج مطالب خواندنی در خصوص مدیریت بازاریابی و جذب مشتریان در این وبلاگ قدمی هرچند ناچیز در راستای توسعه فرهنگ مشتری مداری و تقویت ارتباطات هوشمند برداشته باشیم
منوي اصلي
صفحه نخست -
پست الكترونيك -
نوشته هاي پيشين -
آرشيو مطالب
هفته چهارم آذر 1388 -
هفته چهارم آبان 1388 -
هفته چهارم مهر 1388 -
هفته دوم مهر 1388 -
هفته اوّل شهریور 1388 -
هفته چهارم تیر 1388 -
هفته اوّل تیر 1388 -
هفته سوم خرداد 1388 -
هفته اوّل خرداد 1388 -
هفته چهارم اردیبهشت 1388 -
هفته سوم اردیبهشت 1388 -
هفته اوّل اردیبهشت 1388 -
هفته چهارم فروردین 1388 -
هفته چهارم اسفند 1387 -
هفته سوم اسفند 1387 -
هفته چهارم بهمن 1387 -
هفته سوم مهر 1387 -
هفته اوّل مهر 1387 -
هفته چهارم مرداد 1387 -
هفته سوم مرداد 1387 -
هفته چهارم خرداد 1387 -
هفته چهارم اردیبهشت 1387 -
هفته سوم اردیبهشت 1387 -
هفته چهارم فروردین 1387 -
هفته دوم فروردین 1387 -
هفته چهارم اسفند 1386 -
هفته سوم اسفند 1386 -
هفته دوم اسفند 1386 -
هفته اوّل اسفند 1386 -
موضوعات
اهميت مشتري -
بازریابی تهاجمی -
انواع بازاریابی با یک مثال جالب -
رویکردهای نوین مشتری مداری بانکی -
بازاریابی پارتیزانی در مقابل سنتی -
همپوشي بازاريابي رابطه مند -
بازاريابي الكترونيك چيست -
مفهوم رضايت مشتري در بازارهاي صنعتي -
اصول بازاریابی تلفنی -
100اصل اساسی بازاریابی -
اصول بازاریابی نوین -
بازاریابی در اقتصاد شبکه ای -
ایجاد وفاداری در مشتریان -
آمیزه بازاریابی -
بازاریابی رابطه مند -
طرح بازاریابی -
بانکداری الکترونیک و سیر تحول آن در ایران -
عيدنوروز و آيين اسلام -
قند پارسی و ضرورت پاسداشت آن در ارتباطات امروز -
لينكدوني
.:: MAX Theme ::. -
مديريت ارتباط مشتري -
دانشگاه پيام نور دماوند -
بانك توسعه صادرات ايران -
شبكه اطلاع رساني بانك و بيمه -
خبرگزاري دانشجويان -
سيستم هاي بازاريابي -
بازاريابي الكترونيك -
ارتباط با مشتريان بانك توسعه صادرات ايران -
رضا صمدي -
شوق -
لوگوي دوستان

New Page 2

 گروه طراحي قالب هاي مكس

Your Logo

Your Logo

لوگوهاي ديگر
پيوندهاي روزانه
بانک اس ام اس -
واحد رایانه دانشگاه پیام نور -
وبلاگ آقای حسینعلی حقی -
بانک توسعه صادرات ایران -
پيوندهاي ديگر
آمار وبلاگ
افراد آنلاين: -
مجموع بازديدها: -
لوگوي وبلاگ

Your Logo
طراح قالب

 گروه طراحي قالب هاي مكس
Powered By
BLOGFA.COM






کلید دیجیتالی ارتباط با مشتری در بازار
شنبه ششم تیر 1388

ادامه مبحث قبل ............

مهمترين مساله براي تدوين و توسعه استراتژي، داشتن درکي جامع از عوامل برانگيزاننده وفاداري مشتري مي باشد. کليد درک اين مساله، يافتن پاسخ براي سوالات زير است:

چگونه کسب و کار ما وفاداري مشتري را تعريف مي کند؟

آيا مشتريان ما وفادارند؟

ما چگونه مي توانيم وفاداري مشتريان خود را به دست آوريم؟

چگونه مي توانيم به صورت استراتژيک و ماهرانه از وفاداري مشتريان براي تثبيت موقعيت خود استفاده نماييم؟

اولين قدم در پاسخگويي به اين سوالات سنجش رضايت و وفاداري مشتري مي باشد. براي کسب درک بالا از مشتريان خود، ببينيد چرا آنها از پيش شما مي روند؟ يک پروژه مفيد CRM با درک نيازهاي مشتري آغاز مي شود.

"اگر به دنبال رشد هستيد، از سنجش هاي پيچيده رضايت و حفظ مشتري چيزي ياد نخواهيد گرفت. تنها نيازمند اين هستيد که بدانيد مشتريان شما در مورد شما با ديگران صحبت مي کنند."

ارائه پيشنهادات و سرويس ها به مشتري به تنهايي براي ارتباطات کافي نمي باشد. اگر سرويس و محصول شما قوي نباشد، هيچ ارتباطي ايجاد نخواهد شد. و اگر ارتباط نباشد، ترجيح مشتريان خود را نخواهيد دانست. دانستن اينکه کدام عامل در روابط شما با مشتريان براي آنها مهمتر مي باشد، بسيار حياتي است. مشتريان خود را شناخته و سپس استراتژي CRM خود را تدوين کنيد زيرا اگر مشتريان شما راضي نباشند، هرگز باز نخواهند گشت. و به خاطر بسپاريد که:

a ) به معناي واقعي خود نخواهد بود اگر تجربه مشتري را تحت تاثير قرار ندهد؛

b ) نه پروژه که استراتژي است؛

c ) مي بايد بازگشت سرمايه را بهبود بخشد و توسعه دهد؛

d ) تکنولوژي يک وسيله و نه انتهاي همه چيز است؛

e ) شما ديدي 360 درجه از مشتري خود مي خواهيد؛

حالا، به فهرست ما توجه کنيد:

اهداف تجاري شما چيست؟ استراتژي CRM مي بايد در راستاي اهداف تجاري و نيازهاي مشتري طراحي شود و لازمه اش اين است که کسب و کار شما داراي يک استراتژي و مدل اقتصادي کامل باشد.

مشتري خود را بشناسيد. آيا تعريف مشتري قوانين خاصي دارد؟ آيا مي توانيد مشتريان خود را در ميان نقاط تماس متعدد و چندگانه ( فروش، مرکز تلفن، ايميل، کاتالوگ، وب و ايميل) شناسايي کنيد؟ اطلاعات را با ديد تحليل آنها به کمک ابزارهاي IT ، جمع آوري کنيد.

تفکيک مشتريان. مشتري ها را از هم تفکيک کنيد – مشتريان ارزشمند و مشتريان بالقوه. آن کسي را که مي خواهيد به وي سرويس ارائه دهيد، بشناسيد. درک کنيد که مشتري چه مي خواهد و آن را اولويت بندي نماييد.

با رفتارهاي مطلوب مشتري موافقت نماييد. با رفتارهاي متفاوت و تجارب متنوع آنان موافق بوده و براي هر مشتري، تجربه اي متفاوت خلق کنيد.

اطلاعات مورد نياز خود را مشخص نماييد – شما بايد بدانيد کداميک از اطلاعات مشتريان شما مورد نياز بنگاه شما هستند و از چه کانالي مي توانند به دست شما برسند. در اينجا نياز به بخشي که اطلاعات مشتريان را دسته و طبقه بندي نمايد احساس مي شود. آيا بايد بانک اطلاعاتي داده هاي خارج از سيستم تان را گسترش دهيد يا خير؟ و اگر چنين لزومي حس مي شود، کدام دسته اطلاعات (آدرس، درآمد، سبک زندگي ...)؟

ابزاري براي اندازه گيري موفقيت داشته باشيد! در غير اينصورت چگونه از ميران موفقيت کسب شده به واسطه سيستم CRM خود مطلع مي شويد؟

با مشتريان خود مذاکره و مباحثه کنيد. در ارايه خدمات به مشتريان خود تصويري شفاف و واقعي از کسب و کار خود براي آنها ترسيم نماييد. اينکه شما چه ارزشي براي آنها ايجاد مي نماييد و واقعا شما به آنها چه مزيتي عرضه مي نماييد؟ آيا اين خدمات قابل اطمينان هستند و با خلاقيت عرضه شده اند؟ در واقع مساله اين نيست که شما يک ليست از محصولات توليد شده در دست داريد، بلکه بايد بر روي اينکه تلاش ميکنيد براي مشتري خود چه نقشي را ايفا کنيد، تمرکز نماييد.

همچنين در اين ارتباطات که گاهي بسيار نزديک و حساس است همواره رعايت حريم صوصي مشتريان خود را بنماييد و از بابت اينکه اين مساله مهم براي تمام همکاران و کارمندان شرکت شما تفهيم شده است اطمينان حاصل نماييد. ادامه دارد....

نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 11:10 قبل از ظهر
[لينك ثابت] |
انديشه هاي فيليپ كاتلر
شنبه بیستم مهر 1387

سلام دوستان ... در مقاله قبل اشاراتي به انديشه هاي معمار عصر بازريابي ديجيتال و پدر علم بازاريابي نوين گرديد كه ادامه نقطه نظرات اين تئوريسين تحقيقات بازاريابي را در مطالب زير با هم مي خوانيم :

اشاره كرديد كه بازاريابي هنر است. چگونه هنري است؟
- بازاريابي هنري آموختني همراه با پاره اي ابزارهاي علمي است كه به كار گرفته مي شود. بازاريابي هنر يافتن، پروردن و سودبردن از فرصتهاست. فرصتها همه جا گسترده اند و دست اندركاران بازاريابي مي توانند آنها را حس كنند. هرجا نيازي درميان باشد، فرصتي نيز وجود دارد.

نشان تجــــــاري چگونه به يك كالا اعتبار مي بخشد؟
- هرچيزي كه بتوان براي جلب توجه، به دست آوردن، استفاده و يا مصرف در بازار عرضه كرد و توانايي تامين يك خواسته يا نياز را داشته باشد كالاتلقي مي شود. نشان تجاري چيزي فراتر از خود كالا است. نشان تجاري مجموعه اي از خدمات، ارزشها و تعهدهايي هستند كه سازنده و فروشنده تضمين كرده است. ارزش نام كوكاكولا 35 ميليارد دلار برآورده شده كه از قيمت همه تاسيسات آن بيشتر است. هنگامي كه در سال 1985 اين شركت به فكر تغيير مزه نوشابه پرآوازه خود افتاد از سراسر كشور فرياد برآمد كه چگونه به خود اجازه مي دهيد مزه نوشابه ملي را دگرگون سازيد امروزه اساساً بازاريان هوشمند تنها كالايي را عرضه نمي كنند، بسته اي از ارزشها به مشتري تقديم مي دارند. اينگونه ارزشها به خريد كالا ختم نمي شود، كاربرد آن را هم دربرمي گيرد.

از چه راههايي مي توان امتياز رقابتي به دست آورد، يعني ارزشهايي فراتر از رقيبان به مشتري عرضه كرد؟
الف - بهاي كمتر فرآورده؛
ب - كمك بـــه مشتري در كاستن از ديگر هزينه هايش؛
ج - افزودن خدماتي به كالا كه سودمندي آن را افزايش دهد.

آيا راهبرد ارزان فروشي به عنوان راهبرد رقابتي معايبي هم دارد؟
- اين راهبـــرد البته اغلب نتيجه دلخواهي را به بار آورده است، هرچند با خطرهايي همراه است. ازجمله اينگونه خطرها، افزايش حجم شركت با فناوري كنوني است كه آن را در برابر نوآوران آسيب پذير مي سازد. راهبرد ارزان فروشي براي درازمدت قابل اعتماد نيست و نمي توان بر آن تكيه كرد.

بازاريابي چه نقشي در برنامه راهبردي شركت دارد و اصولاً نسبت بازاريابي و برنامه ريزي راهبردي چيست؟
- گفته شده كه اگر در برنامه ريزي كوتاهي كنيد براي شكست خود برنامه ريخته ايد. بازاريابي نقش مهمي در برنامه ريزي راهبردي برعهده دارد.
بازاريابي، اطلاعات و ساير منابع موردنيـــاز براي تهيه برنامه راهبردي را مهيا مي سازد. برنامه ريزي راهبردي نيز به نوبه خود نقش بازاريابي را در سازمان روشن مي كند. برنامه ريزي راهبردي به عنوان فرايند ايجاد و حفظ يك حالت راهبردي بين اهداف و تواناييهاي يك سازمان و فرصتهاي درحال تغيير بازاريابي تعـــريف مي شود. هدف برنامه ريزي راهبردي، يافتن راههايي است كه امكان استفاده شركت را از نقاط قوت خود براي بهره برداري از فرصتهاي جذاب محيط ميسر گرداند. بــــــازاريابي به نيازهاي مصرف كننده و توانايي شركت براي تامين اين نيازها توجه دارد. همين عوامل، راهنماي رسالت و اهداف وجودي شركت هستند. قسمت اعظم برنامه ريزي راهبردي شركت با متغيرهاي بازرگاني نظير سهم بازار، توسعه بازار و رشد سروكار دارد و اغلب، متمايزكردن برنامه ريزي راهبردي از برنامه ريزي بازاريابي، دشوار مي نمايد. درواقع در بعضي از شركتها برنامه ريزي راهبردي همان برنامه ريزي راهبردي بازاريابي نام دارد.

آيا مي توانيد راهكارها و فرمولهاي يك سطري براي پيروزي و موفقيت در امر بازاريابي بيان كنيد؟
- كيفيت، خدمات بهتر، قيمتهاي پايين، داشتن سهم بزرگي از بازار، بهبود پيوسته فرايندها، نوآوري، ورود به بازارهاي پررشد وفراتر رفتن از انتظارهاي مشتري.

آيا يك نسخه واحد براي بازاريابي شركتها وجود دارد؟
- هيچ خط مشي واحدي وجود ندارد كه براي كليه شركتها كارساز باشد. هرشركت بايد باتوجه به اوضاع و احوال، فرصتها، اهداف و منافع خود بهترين خط مشي هدف دار را براي خود انتخاب كند. بي ترديد راه مشخص و يكساني در بازاريابي نداريم كه به سرزمين ثروت رهنمون باشد. هر شركتي بايد تور ويژه كيفيت و فعاليتهاي مديريت بازار خود را ببافد. اينكه تنها اندكي از رقيبان بهتر باشيم كافي نيست. تقليد و پيـــــروي از راهبردهاي پيروزمندانه به طور كامل سازنده نيست. بايد تنها پاره اي مفهومهاي معماري راهبردهاي نوين را كه با سازمان شما سازگار باشد برگزينيد.

شما بازاريابي را داراي مـــــاهيت آموزشي مي دانيد. منظورتان چيست؟
- بازاريابي يك مسابقه آموزشي است. تصميمـــــي مي گيريد و به انتظار پيامد آن مي نشينيد. از نتيجه اين كار، چيز مي آموزيد. پس از آن تصميم هاي بهتري مي گيريد. بازاريابي در جريان چرخه زندگي فرآورده به كار خود ادامه مي دهد و مي كوشد تا مشتريان تازه اي بيابد، كارايي و كشش فرآورده را افزايش دهد، ازنتيجه روند فروش چيزهاي تازه بياموزد و موجب تكرار خريد فرآورده شود. به اين جهت است كه كساني كه زمان درازي را در فعاليت بازاريابي بوده اند و از تجربه ها درس آموخته اند، اغلب مديران پيروزمندي هستند و آينده را بهتر اداره مي كنند.

برخي نظر مساعدي نسبت به بازاريابي مدرن ندارند. آنها انتقادمي كنند و بازاريـابي را متهم مي كنند به اينكه مردم را به شدت به دلبستگي بيش ازحد به ماديات سوق مي دهد، سعي و كوشش براي كسب ثروت و مالكيت وسايل مادي رو به افزايش است و علاقه به اشياء مادي طبيعي نيست بلكه خواسته هاي كاذبي است كه بازاريابي پديد آورده است؟

- بله، آنها بازاريابي را به تخريب محيط زيست، بمباران مردم با آگهيهاي بي محتوا، ايجاد خواسته هاي غيرضروري، آموزش حرص و ولع به جوانان و ارتكاب بسي گناهان ديگر متهم مي كنند. واقعيت اين است كه توان فعاليتهاي تجاري در ايجاد نيازهاي كاذب بسي بيش ازحد واقعي برآورد مي شود. مردم در قبال تبليغات و ساير ابزارهاي بازاريابي از خود دفاع مي كنند. مردم به هنگام خريد، اطلاعات موردنياز خود را از منابع متنوعي جمع مي كنند.

شركتها قادر نيستند كنترل چنداني بر تقاضا داشته باشند. خواسته ها و ارزشها، نه فقط تحت تاثير بازاريابان بلكه تحت تاثير افراد فاميل، گروههاي ياور و همدم، دين، زمينه هاي اخلاقي و تحصيلات ما نيز قرار مي گيرد.

شما خود از سردمداران اجتماعي شدن مفهوم و مقوله بازاريابي هستيد و معتقديد يك شركت براي دستيابي به اهداف و ايفاي تعهدات خود بايد هم رضايت مشتري و هم رفاه اجتماعي بلندمدت را تامين كند. آيا اخلاق و اصول اخلاقي نيز در بازاريابي از جايگاهي برخوردارند؟
- اگر بازاريابان فقط فروش آني را انتخاب كنند، شيوه بازاريابي آنها ممكن است ضداخلاقي يا غيراخلاقي تلقي شود. بازاريابان با وجدان با بلاتكليفي اخلاقي و معنوي زيادي روبرو مي شوند. بايد به تدوين سياستهاي اخلاقي بازاريابي پرداخت.

چه اصولي بايد راهنماي شركت و مديران بازاريابي در زمينه مقوله هاي اخلاقي و تعهد اجتماعي باشد؟
- يك فلسفه مي گويد تصميم در اين مورد را بايد به عهده بازار آزاد و سيستم حقوقي واگذار كرد. براين اساس شركتها و مديران آنها مسئوليتي درقبال داوريهاي معنوي و اخلاقي ندارند. فلسفه دوم تعهد و مسئوليت را از دوش سيستم برمي دارد و مستقيماً بر دوش شركتها و مديران آنها قرار مي دهد. اين فلسفه روشنفكرانه به معناي اين است كه شركت، خود بايد داراي وجدان اخلاقي باشد و شركتها و مديران صرف نظر از آنچه كه سيستم اجازه مي دهد بايد معيارهاي بالاي اخلاقي را به كار گيرند. هر شركت و مدير بازاريابي بايد فلسفه اي را بيابد مبتني بر مسئوليت اجتماعي و پايبندي به اصول اخلاقي. هر مدير بايد داراي بينشي باشد فراتر از متابعت از آنچه كه قانوني و مجاز شمرده مي شود. يك فلسفه روشن و متعهد به مدير بازاريابي كمك مي كند تا با بسياري از مسائل پيچيده اي كه بازاريابي و ساير فعاليتهاي انساني با آن مواجه مي شود برخوردهاي منطقي داشته باشد.

بسياري از شركتها پيشنهاد كرده اند نظامنامه اي اخلاقي تهيــــه شود. آيا اين نظامنامه ها تضمين كننده رفتار مبتني بر اصول اخلاقي هستند؟
- خير، رعايت اصول اخلاقي و مسئوليت اجتماعي به تعهد تمام شركت نياز دارد. اين اصول بايد به صورت جزئي از تماميت فرهنگي شركت درآيد.

به نظر شما آيا در دو دهه اخير كه جنبش بازاريابي مطرح بوده، شركتها از محصول محور به بازار محور تبديل شده اند؟
- بله، بازاريابي در اين جنگ پيروز شده است. بسياري شركتهاي محصول محور (PRODUCT-ORIENTED) به شركتهاي بازار محور (MARKET-ORIENTED) تبديل شده اند. ما از آنها خواستيم چنين شوند. ما به آنها گفتيم به مشتري توجه كنيد، چيزي توليد نكنيد و سپس سعي كنيد آن را بفروشيد. نيازهاي مشتري را درك و سپس يك راه حل براي رفع آن طراحي كنيد. ما در اين جنگ پيروز شده ايم. حداقل آن است كه بيشتر شركتها گفتند بله ما مي خواهيم كه بازار محور باشيم. قبلاً نيز اشاره كردم كه تنها شركتهايي باقي خواهند ماند و پيروز خواهند شد كه مشتريان خود را برنده سازند. شركتهاي توليد محور نابود خواهند شد چرا كه برنامه ريزي آنها به جاي نگاه از بيرون به درون، نگاه از درون به بيرون است. شركتها بايد علائم را از بازار و مشتريان دريافت كنند.

البته رقابت، همه را مشتري محور و بازار محور مي سازد. به تعبير شما در چنين حالاتي بازاريابي يا واكنشي است يا پيش بيني. آيا نبايد سطح را بالاتر برد؟
- بازاريابي نيازآفرين البته دليرانه ترين اقدام است و هنگامي به كار گرفته مي شود كه يك شركت فرآورده اي به بازار عرضه مي كند كه پيشتر هيچ كس خواهان آن نبوده و حتي تصوري از كالا يا خدمت تازه ندارد. موريتا بنيانگذار سوني، فلسفه بازاريابي خود را در اين چند واژه خلاصه كرده است من در خدمت بازارها نيستم. آنها را مي آفرينم . بنابراين، ما بايد بازارساز (MARKET-DRIVING) باشيم، بازار را به حركت درآوريم و ارزشهاي جديد خلق كنيم.

چگونه شركتهاي بازار محور مي توانند بازار جديدي خلق كنند درحالي كه هر روز يا هر سال نمي توان بازار ساخت.
- گاه اين خلق، يك بازار جديد نيست، تعريف مجدد يك مدل است. وال مارت فروشگاهي است كه تخفيف مي دهد اما او تمام طبيعت و ماهيت تخفيف را دوباره تعريف كرده و خـــــدمت و محصول خود را با كيفيت ارائه مي دهد.

گاه نيز موفقيت عبارتست از عبور از يك عملكرد بازاريابي. مثلاً خطوط هوايي (SOUTH WEST) اكنون يك تصوير كاملاً جديد خلق كرده و آن را كمتر براي خيلي كمتر نام نهاده است. در هواپيما غذا داده نمي شود، غذايي كه شايد همه خواهان آن نباشند، درعوض قيمت بليت نصف شده است.

آينده بازاريابي را چگونه مي بينيد؟
- با ورود به هزاره سوم، نه تنها با دگرگونيها كه با افزايش شتاب آنها هم روبرو هستيم. راهبرد پيروزمند سال پيش، ممكن است كه امسال ناكارامد از آب درآيد. خوب كه بنگريم، دو دسته شركت در صحنه مي بينيم: آنهايي كه دگرگـــونيها را مي پذيرند و آنهايي كه نابود مي شوند. بازاريابي پيوسته دستخوش دگرگوني و پذيرش مسئوليتهاي تازه است. زماني بازاريابي را هنر فروش مي دانستند. پس از آن هنر و دانش يافتن و نگهداري مشتري عنوان گرفت و اينك هنر و دانش يافتن، نگهـــداري و رشد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 10:27 قبل از ظهر
[لينك ثابت] |
آمیزه بازاریابی
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

آميزه بازاريابي
منظور از آميزه بازاريابي يا تركيب بازار، اين است كه بايد مشخص كرد چگونه بايد اين عوامل را در هم آميخت .
معمولاً اين عوامل را به چهار گونه اصلي طبقه بندي مي كنند كه عبارتند از محصول ، توزيع ، قيمت و ترويج.[3]
استراتژي بازاريابي يعني تنظيم و اجراي آميزه بازاريابي .ابزار كار و تاكتيك ها در بازاريابي ، آميزه بازاريابي است.[4]
آميزه بازاريابي ، آميخته بازاريابي ، تركيب بازاريابي ، ابزارهاي بازاريابي و تاكتيك هاي بازاريابي، همگي واژه هايي هستند كه براي ترجمه
Marketing Mix به كار رفته اند . منظور از آميزه، آميخته يا تركيب اين است كه بين اين اجزاء مي بايست يك نگرش سيستمي و هماهنگ برقرار باشد تا بتوانند در تاثير گذاري و متقاعدسازي مشتريان مؤثر باشند. به عبارتي، محصول مناسب با قيمت مناسب از نظر مشتريان با توزيع مناسب و به كارگيري شيوه هاي ارتباطي مناسب همگي با هم عمل مي كنند و اگر هر يك از اين اجزا ناهماهنگ با سايرين باشد نتيجه آن كاهش اثر بخشي و كارايي مجموعه بوده و شركت را از دستيابي به اهداف باز مي‌دارند. اما منظور از تاكتيك يا ابزار آن است كه وسيله و ابزار شركتها براي جنگيدن در بازار و توفيق بيشتر نسبت به رقبا همين عوامل هستند.‌[5]
- جروم مك كارتي در اوايل دهه1960 آميزه بازاريابي را با چهار متغير شناخته شده به عنوان چهار
p طبقه‌بندي كرد كه عبارت بودند از محصول (Product) ، قيمت (Price) ، توزيع (مكان)Place و ترويج Promotion كه هر يك از اين ابزارهاي بازاريابي داراي زير مجموعه هايي هستند .
- وقتي از محصول صحبت مي كنيم يعني تركيبي از كالاها و خدمات كه شركت به بازار مورد نظر ارائه مي‌كند اين زير مجموعه ها عبارتند از : گوناگوني محصول ، كيفيت طراحي، ويژگيها، نام و نشان تجاري ، بسته‌بندي ، اندازه ، خدمات، تضمين ها ، پشتيباني ، برگشت و ...
- وقتي از قيمت صحبت مي كنيم يعني مقدار پولي كه مشتري بايد براي يك محصول بپردازد ، زير مجموعه‌هاي آن عبارتند از ، فهرست قيمتها، تخفيف ، مساعدتهاي ويژه ، دورة پرداخت ، شرايط اعتباري و...
- وقتي از توزيع صحبت مي كنيم يعني فعاليتهايي كه شركت انجام مي دهد تا محصول را در دسترس مصرف‌كنندگان مورد نظر قرار دهد ، زير مجموعه هاي آن عبارتند از كانال هاي توزيع ( عمده فروش ، بنكدار ، خرده‌فروشي‌، نمايندگي، شعبه ها) ، ميزان پوشش ، تركيب و جور بودن محصول ، ميزان موجودي ، ترابري ، تداركات و ...
- وقتي از ترويج صحبت مي كنيم يعني فعاليتهايي كه شركت انجام مي دهد تا بتواند در مورد ارزش و مطلوبيت محصول اطلاعات خوبي به خريداران بدهد ، به طوري كه آنان از بين محصولات موجود در صنعت ، محصول ارائه شده بنگاه ما را بخرند ، زير مجموعه هاي آن عبارتند از تبليغات ، روابط عمومي ، پيشبرد فروش ، فروش شخصي و بازاريابي مستقيم .
- البته طي ساليان مختلف پس از ارائه نظر مك كارتي ، استادان و صاحب نظران بازاريابي نظرات مختلفي در مورد آميزه بازاريابي ارائه كردند .
كه عده اي 8
P' 6P ' 5P و حتي 13P و ... را به عنوان آميزه بازاريابي بنگاه هاي اقتصادي معرفي كرده اند . اين افراد عقيده دارند كه آميخته چهار عامل بازار ، پاره اي از فعاليتهاي را از نظر دور داشته است .
«كاتلر» مي گويد اينكه شمار و عاملهاي مشخص آميزه بازاريابي ، چهار ، شش و يا 10 تا انگاشته شوند ، چندان مهم نيست. نكته مهم وجود چارچوبي است كه بازاريابي بتواند فعاليتها و راهبرد خود را برگرد آن سامان دهد .
- به عقيده فيليپ كاتلر نياز به افزودن دو عامل (
P ) ديگر به آميزه بازاريابي وجود دارد كه مي‌توان به آنها سياست (Politics) و باور همگاني (آراء عمومي) Public Opinion عنوان كرد . [6]
به اين دو عامل بخصوص در بازار ايران بسيار حائز اهميت هستند . چون بخش عمده اقتصاد ايران را اقتصاد دولتي تشكيل مي‌دهد و هر قدر ميزان دخالت دولت در حوزه اقتصاد بيشتر باشد اقتصاد آن كشور به سمت اقتصاد بسته يا اقتصاد بايد ها و نبايدها حركت مي‌كند ، در صورتي كه هر قدر فضاي اقتصادي رقابتي و باز باشد اقتصاد هست ها و نيست ها شكل خواهد گرفت و اين دلايل لزوم توجه بنگاه هاي اقتصادي به عامل سياست را نشان مي دهند .
از طرفي با توجه به فرهنگ ارتباطي گسترده بين مردم و سهولت باز كردن باب گفت گو با يكديگر كه نمونه هاي آن را در صف نانوايي و اتوبوس و ... مشاهده مي‌كنيم فضا براي انتقال اخبار ، شايعات ، نظرات و ديدگاه ها مهيا شده و سرعت پخش آنها در جامعه ايران بسيار بالاست ، لذا در محيط كسب و كار ايران عامل باور همگاني نيز حائز اهميت است .
- اما انتقاد مهمي كه به آميزه بازاريابي گرفته مي شود اين است كه 4
p's تنها از ديدگاه فروشندگان فرآورده ها (بنگاه هاي اقتصادي ) است و شايد ديدگاه خريداران در مورد آنچه به آنها عرضه و پيشنهاد مي‌شود، متفاوت از ديدگاه عرضه كنندگان باشد. بنابراين، بهتر است كه عنوانها را با رويكرد به خواست و نظر مشتريان تنظيم كنيم و به آن 4C's گفته مي شود كه عبارتند از :
الف - ارزشهاي مشتري پسند
Customer Value
ب - هزينه مشتري
Cost to the Customer
ج - آسودگي در خريد
Convenience


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت 1:6 بعد از ظهر
[لينك ثابت] |
Your Weblog Banner