تبليغاتX
ارتباطات هوشمند
ارتباطات هوشمند
صفحه نخست The IT News Designing by MAXTheme پست الكترونيك Save Page خانگي سازي Wallpaper Date اضافه به علاقه منديها
<
درباره وبلاگ

امیدواریم با درج مطالب خواندنی در خصوص مدیریت بازاریابی و جذب مشتریان در این وبلاگ قدمی هرچند ناچیز در راستای توسعه فرهنگ مشتری مداری و تقویت ارتباطات هوشمند برداشته باشیم
منوي اصلي
صفحه نخست -
پست الكترونيك -
نوشته هاي پيشين -
آرشيو مطالب
هفته چهارم آذر 1388 -
هفته چهارم آبان 1388 -
هفته چهارم مهر 1388 -
هفته دوم مهر 1388 -
هفته اوّل شهریور 1388 -
هفته چهارم تیر 1388 -
هفته اوّل تیر 1388 -
هفته سوم خرداد 1388 -
هفته اوّل خرداد 1388 -
هفته چهارم اردیبهشت 1388 -
هفته سوم اردیبهشت 1388 -
هفته اوّل اردیبهشت 1388 -
هفته چهارم فروردین 1388 -
هفته چهارم اسفند 1387 -
هفته سوم اسفند 1387 -
هفته چهارم بهمن 1387 -
هفته سوم مهر 1387 -
هفته اوّل مهر 1387 -
هفته چهارم مرداد 1387 -
هفته سوم مرداد 1387 -
هفته چهارم خرداد 1387 -
هفته چهارم اردیبهشت 1387 -
هفته سوم اردیبهشت 1387 -
هفته چهارم فروردین 1387 -
هفته دوم فروردین 1387 -
هفته چهارم اسفند 1386 -
هفته سوم اسفند 1386 -
هفته دوم اسفند 1386 -
هفته اوّل اسفند 1386 -
موضوعات
اهميت مشتري -
بازریابی تهاجمی -
انواع بازاریابی با یک مثال جالب -
رویکردهای نوین مشتری مداری بانکی -
بازاریابی پارتیزانی در مقابل سنتی -
همپوشي بازاريابي رابطه مند -
بازاريابي الكترونيك چيست -
مفهوم رضايت مشتري در بازارهاي صنعتي -
اصول بازاریابی تلفنی -
100اصل اساسی بازاریابی -
اصول بازاریابی نوین -
بازاریابی در اقتصاد شبکه ای -
ایجاد وفاداری در مشتریان -
آمیزه بازاریابی -
بازاریابی رابطه مند -
طرح بازاریابی -
بانکداری الکترونیک و سیر تحول آن در ایران -
عيدنوروز و آيين اسلام -
قند پارسی و ضرورت پاسداشت آن در ارتباطات امروز -
لينكدوني
.:: MAX Theme ::. -
مديريت ارتباط مشتري -
دانشگاه پيام نور دماوند -
بانك توسعه صادرات ايران -
شبكه اطلاع رساني بانك و بيمه -
خبرگزاري دانشجويان -
سيستم هاي بازاريابي -
بازاريابي الكترونيك -
ارتباط با مشتريان بانك توسعه صادرات ايران -
رضا صمدي -
شوق -
لوگوي دوستان

New Page 2

 گروه طراحي قالب هاي مكس

Your Logo

Your Logo

لوگوهاي ديگر
پيوندهاي روزانه
بانک اس ام اس -
واحد رایانه دانشگاه پیام نور -
وبلاگ آقای حسینعلی حقی -
بانک توسعه صادرات ایران -
پيوندهاي ديگر
آمار وبلاگ
افراد آنلاين: -
مجموع بازديدها: -
لوگوي وبلاگ

Your Logo
طراح قالب

 گروه طراحي قالب هاي مكس
Powered By
BLOGFA.COM








رويکردهای نوين مشتری مداری در خدمات بانکی
سه شنبه هفتم اسفند 1386
 
رويکردهای نوين مشتری مداری در خدمات بانکی
                                                    "بدون مشتری سازمانی وجود نخواهد داشت" جوران

 مقدمه:

در سازمان های مشتری مدار معمولاً مشتریان اساسی ترین وسیله برای شناسائی نقاط ضعف  و قوت سازمان هستند، آنها درحین ارتباط خود درحقیقت میتوانند شما را درانتخاب نحوه برخورد بامشتری، تولید و طراحی خدمات راهنمائی کنند. سازمان با ارزیابی ازمشتریان خود وهمچنین تجزیه وتحلیل نیازهای  آنان می توانند راهکاری برای طراحی خدمات جدید خود دست یافته و از نقاط ضعف خدمات فعلی خود آگاه گردند.

به عبارتی دیگر می توان گفت ارتباط دوسویه میان ارائه خدمات ومیزان رضایت مشتری وجود دارد. نتایج تحقیقات معنی داربودن ارتباط میان این دوعامل راتایید می کند. بدین منظور رضایت را بعنوان احساس مثبتی که درفرد پس ازاستفاده ازکالا یادریافت خدمت حاصل می گردد مطرح می نمایند.

احساس موردنظر معمولاً ازتقابل انتظارات مشتری وعملکرد عرضه کننده به وجود می آید. اگر کالا وخدمت دریافت شده ازجانب مشتری هم سطح انتظارات ارزیابی شود دراو احساس رضایت ایجاد می شود.

درصورتی که سطح خدمت وکالا بالاترازسطح انتظارات مشتری باشد موجب ذوق زدگی ودرسطح پایین تر خدمت وکالا نسبت به انتظارات منجر به نارضایتی مشتری می شود. درجه رضایت ، نارضایتی وذوق زدگی افراد درهرزمان ودرهرمورد متفاوت بوده  وهمواره به میزان فاصله سطح انتظارت وعملکرد عرضه کننده درغالب کیفیت کالا وخدمات مربوط می شود.

 پیش نیازهای مشتری مداری در ارائه خدمات :

اصولاً مشتریان با ارزیابی چهار عامل با سازمان در ارتباط هستند، قیمت، کیفیت، زمان ونوآوری درخدمات. هرچه توان سازمان در تقویت و بهبود این چهار عامل و ارائه بهینه آنها بیشتر باشد، به همان میزان سهم بیشتری از بازار رقابتی را دردست خواهد داشت . نقطه شروع این روند درک صحیح نیاز بازار ومشتریان است و نقطه پایان آن تامین خواسته ها وبرآوردن این نیازها است. بدیهی است که کسب رضایت مشتریان نیازمند استراتژی، برنامه ریزی وکاربرد تکنیک ها و مدل های عملیاتی کارآمد است که می باید از اساسی ترین امور سازمانها باشد. شناسائی مسائل مرتبط با مشتریان، روشهای تعیین نیازها وخواسته های آنان، شیوه های اندازه گیری رضایت آنان و راهکارهای بهبود آن از مفاهیم اصلی این برنامه ریزی ها است.

 شناخت مشتریان عامل تقویت ارتباط:

نظریات پیشین درارتباط با مشتریان، CRM (Customer Relation Management مدیریت ارتباط با مشتری) را به عنوان عاملی برای جلب رضایت مشتری تلقی می کردند، به عبارتی دیگر این فرضیه وجود داشت که وقتی مشتری بابهترین نوع ازخدمات مواجه می گردد آنرا انتخاب کرده و دیگر به سراغ رقبا نمی رود، به زبانی ساده تر، رضایت مشتری که حاصل کیفیت خدمات رسانی باشد برابر است با ماندگاری مشتری وحفظ آن.

اماحقیقت آن است که رضایت مشتری همیشه برابر با ماندگاری وحفظ مشتری نیست وهمیشه احتمالاتی اینچنین دیده شده است:

-         حدود 40% ازمشتریان راضی بدون هیچ دلیل وحتی تردیدی انتخاب خود راتغییر می دهند.

-         بین 65% تا 85% ازمشتریانی که تولیدکنندگان جدید راانتخاب می کنند اذعان میکنند که نسبت به انتخاب های قبلی خود کاملا رضایت داشته و مشکلی نداشته اند.

-         85% ازمشتریانی که راضی هستند هنوز تمایل دارند به سمت تولید کنندگانی دیگر بروند.

E-CRM

یکی دیگر ازابزارهای مشتری مداری نوین، e-crm یا مدیریت الکترونیکی ارتباط با مشتری است که خود معمولاً نیازمند صرف تکنولوژی ونیروی های انسانی بیشتر وآموزش دیده می باشد.ایجاد وبرقراری ارتباطی تاثیرگذار و دوجانبه بامشتریان هدف نهائی هرخلاقیت وابتکاری در e-crmبه شمارمی رود.  در این روش سازمان می تواند با درج داده های اخذ شده از مشتریان و پردازش اطلاعات با کمک نرم افزارهایی که به همین منظور طرحی شده اند، به نتایجی موثر در مبحث ارتباط با مشتریان دست یابد.  از فواید استفاده از این برنامه علاوه بر جمع آوری اطلاعات مشتریان، می توان از شناسایی مشتریان دائمی و وفادار، بازاریابی برای آنان و بهینه سازی ارزش های مشتریان نام برد.   

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:28 بعد از ظهر
[لينك ثابت] |
یک مثال جالب در انواع بازاریابی
دوشنبه ششم اسفند 1386
در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاريابي به دانشجويان خود بود

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم

شما در يک مهماني به همراه دوستانتون ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يکي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي کنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج کن" ، به اين مي گن تبليغات

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب مي کنين و ميرين پيشش ، اون رو به يک نوشيدني دعوت مي کنيين ، وقتي کيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي کنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي کنين و اون رو به يک سواري کوتاه دعوت مي کنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين ميگن روابط عمومي

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين که داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم يک سيلي جانانه نثار شما مي کنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي کنه ، به اين مي گن شکاف بين عرضه و تقاضا

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين که حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين که بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار

نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 10:6 قبل از ظهر
[لينك ثابت] |
بازاریابی تهاجمی
یکشنبه پنجم اسفند 1386

بازاريابي تهاجمي

 

 

در خاتمه قرن بیستم متخصصان دانش بازاریابی به یافته ای مهم دست یافتند که عبارت بود از این که بازاریابی موفق، حاصل فعالیت معمول و روزمره کارکنان واحدهای بازاریابی و بازاریاب های آن ها نیست بلکه پدیده ای است که آمیخته ای از طرز فکرها، اقدام ها، رقابت و فرآیند طرح ریزی بازار است. در سال ۲۰۰۰ دکتر Hugh Davidson استاد بازاریابی دانشگاه گران فیلد انگلستان و مشاور شرکت هایی نظیر فولکس واگن، خطوط هواپیمایی بریتانیا و شل، نظریه ای بدیع در مورد بازاریابی عرضه کرد که به «بازاریابی تهاجمی» معروف شد.

در نگرش بازاریابی تهاجمی، واحد بازاریابی مسوول اجرای تمام نوآوری های عمده سازمانی است. دلیل این امر این است که بازاریابی، در حقیقت رویکردی سودجویانه به کسب و کار است، سودی که بقای بنگاه اقتصادی را تضمین می کند و همین امر واحد بازاریابی را راهبر تمام فعالیت های تولیدی می سازد.

برای بهره گیری از نگرش بازاریابی تهاجمی، از یک سو باید فرآیندهای دست و پاگیر دیوان سالارانه را کنار گذارد و از سوی دیگر، این نکته را که تنها با هوشمندی و توانایی اقتصادی می توان یک بازاریابی خوب داشت، به فراموشی سپرد زیرا امروزه بازاریابی موفق، ایجاد فرصتی است که حاصل به کارگیری مناسب نگرش ها، سازماندهی و فنون بازاریابی است. به همین دلیل رویکرد بازاریابی تهاجمی فرمول ساده ای را ارایه می کند که عبارت است از اجرای طرح های راهبردی بازاریابی با راهبردهای برنده به وسیله کارکنانی سرسخت، تلاشگر و پرنشاط.

ما قصد داریم تا در این مقاله، رویکرد بازاریابی تهاجمی را به عنوان یک رویکرد موثر در گسترش بازارهای داخلی و بین المللی به بنگاه های اقتصادی کشور معرفی کنیم.

● رویکرد بازاریابی تهاجمی

یافتن تعریف شفاف و مورد توافق برای بازاریابی مشکل است. برخی آن را یک فن برای مدیریت قیمت ها می دانند. بعضی تصوری کاملا مالی از آن داشته و برخی آن را آمیزه ای از فنون می دانند.

عده ای آن را یک واحد در یک بنگاه و برخی دیگر، آن را همان عمل فروش می دانند. مشاوران شرکت آکسفورد مدیریت موثر منافع مشتری را معادل مناسبی برای تعریف بازاریابی پیشنهاد کرده اند. واژه «مشتری» در این تعریف هم مشتریان بیرونی شرکت را شامل می شود که خریدار محصولات و خدمات بنگاه هستند و هم مشتریان داخلی بنگاه یعنی کارکنان سازمانی را که به نحوی مشتری همکاران خود هستند، دربرمی گیرد. واژه نفع مشتری به ترکیب مناسبی از کیفیت و قیمت اشاره دارد. واژه مدیریت نیز بر فرآیند کسب یا تولید نفع مشتری در کالا و خدمت دلالت دارد. اگرچه در تعریف پیشنهادی مشاوران آکسفورد به سودآوری فرآیند بازاریابی اشاره ای نشده است، اما وجود واژه مدیریت اثربخش به نحوی اهمیت تولید نفع مشتری را به طور کارآمد و سودآور می رساند. به هر شکل به نظر می رسد که دشواری یافتن تعریفی مناسب برای بازاریابی، به دلیل سردرگمی میان تعریف بازاریابی و فعالیت بازاریاب ها است. در اکثر شرکت های بازاریابی فقط نقش اجرایی بازاریابی ها تصور شده و کارکنان بخش های دیگر شرکت به دلیل عدم تماس مستقیم با مشتریان بیرونی، نقشی در بازاریابی برای خود قایل نمی شوند. بازاریابی تهاجمی سعی دارد این احساس را به گونه ای تغییر دهد که همه کارکنان شرکت خود را بازاریاب بدانند. در رویکرد بازاریابی تهاجمی بازاریابی مستلزم فعالیت یکایک کارکنان بنگاه اقتصادی برای تامین کارآمد منافع مشتری در محصولات و خدمات و کسب سود بالاتر از متوسط در صنعت است در تعریف یاد شده یکایک کارکنان بنگاه اقتصادی بازاریاب محسوب می شوند و کارکنان واحد بازاریابی وظیفه دارند همواره این موضوع را به همکاران خود در دیگر واحدهای بنگاه یادآوری کنند و خود نیز بر نقش بازاریابی بالقوه خویش تاکید ورزند.

بر مبنای رویکرد بازاریابی تهاجمی کارکنان یک بنگاه اقتصادی تنها دو هدف را دنبال می کنند: اول؛ افزایش منافع مشتری که در محصولات و خدمات نهفته است و دوم؛ کسب سودهای بالاتر از متوسط در صنعت.

در این فرآیند بازاریاب های تهاجمی، زمینه ساز تولید ناب هستند. ایده آل در نزد آنان تولید محصولاتی با کیفیت بالا و قیمت پایین است و این دو عنصر، بنیاد اصلی حق مشتری محسوب می شوند.

در حقیقت زمانی بنگاه اقتصادی بهترین منفعت را از مشتری ببرد که مشتریان دریابند در آن جا ترکیبی از کیفیت، قیمت و خدمات به آنان عرضه می شود که بر قیمت، کیفیت و خدمات رقبای بنگاه بسیار می چربد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:4 بعد از ظهر
[لينك ثابت] |
اهميت مشتري مداري نزد بانكها
شنبه چهارم اسفند 1386

 

برای نشان دادن اهمیت مشتری و ضرورت حفظ او، توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد:

1) هزینه جذب یک مشتری جدید، بین پنج تا 11 برابر نگهداری یک مشتری قدیم است.

2) برای افزایش دو درصدی مشتری، باید 10 درصد هزینه کرد.

3) ضرر و زیان از دست دادن یک مشتری، در حکم فرار 100 مشتری دیگر است.

4) رضایت مشتری، پیش شرط تمام موفقیت های بعدی شرکت هاست.

5) رضایت مشتری، مهمترین اولویت مدیریتی در مقابل اهداف دیگری چون سودآوری، سهم بیشتر بازار، توسعه محصول و... می باشد.

6) ارزشمندترین دارایی هر سازمان، اعتماد و اطمینان مشتریان است.

7) انتخاب مشتری دایمی و وفادار، تنها شرط بقای دایمی و استمرار فعالیت های کارآمد هر شرکتی است.

8) مدیران ارشد باید شخصا الگوی پایبندی در قبال رضایت مشتری باشند.

9) برای جلب اعتماد مشتریان، کمتر از توان خود قول بدهید و بیشتر از قولی که داده اید، عمل کنید.

10) معادل 98 درصد مشتریان ناراضی، بدون شکایت به سمت رقبا می روند.

11) احتمال این که مشتریان کاملاً راضی (شاد) مجدداً از شرکت شما خرید کنند، شش برابر مشتریان فقط راضی است.

12) گوش دادن به شکایت مشتری 90 درصد کار است و حل کردن آن هفت درصد و پیگیری برای اطلاع از راضی شدن مشتری هم سه درصد دیگر است.

● برنامه کاربردی مشتری مداری

باتوجه به روند جهانی شدن، اگر سازمانی تمایل به موفقیت داشته باشد و بخواهد سهم عمده ای از بازارها و سود سرشاری را نصیب خود نماید، حتماً مشتری مداری را سرلوحه همه امور خود قرار خواهد داد. در همین راستا به ذکر 10 برنامه کاربردی درباره مشتری مداری و نحوه کسب رضایت مشتریان می پردازیم:

1) تدوین آرمان نامه، رسالت نامه و ارز ش های سازمان در راستای رضایت مشتریان : رسالت نامه، در واقع، علت وجودی سازمان را روشن می کند و به این سوال جواب می دهد که در کسب و کارمان چه هدفی را دنبال می کنیم؟ آرمان نامه و رسالت نامه سازمان، بایستی در راستای مشتری مداری تدوین شود و کلیه برنامه ها نیز براساس آن طراحی و اجرا شوند، مثلاً آرمان نامه بانک رفاه چنین است: پیشرو در ارایه خدمات بانکی و کسب رضایت مشتریان، کارکنان و صاحبان منافع درخاورمیانه و رسالت نامه بانک رفاه برای مشتریان هم عبارتست از: تامین نیازها و خواسته های مشتریان در حال و آینده و برای جامعه : کمک به رشد اقتصادی و حفظ ثبات پولی، و برای سهامداران: کسب سود مالی.

پس بهتر است که آرمان و رسالت خدمت:

▪ نیات شرکت را به طور دقیق بیان کند.

▪ شرکت را از رقابیش متمایز سازد.

▪ با زبانی قابل فهم برای مشتریان نوشته شود و برای آنها ارزشمند باشد.

▪ قابل دستیابی باشد، چون شرکتی که ادعایش بیش از علمکردش باشد، باعث نارضایتی مشتریان می شود و کارمندان را با مشکل روبرو می سازد.

2) کیفیت به عنوان یکی از مهمترین عوامل رشد و تعوسعه سازمان ها و رضایت مشتریان: سازمان ها و شرکت هایی که بر نیازهای مصرف کنندگان یا مشتریان متمرکزند، یعنی به کیفیت محصول و ارایه خدمت به مشتری توجه دارند، در عرصه رقابت موفق ترند.

خدمت یا محصولی که نتواند نیازها، خواسته ها و انتظارات مشتریان را برآورده کند، ایده آل محسوب نمی شود. هر سازمان یا شرکت باید ترکیب مناسب، عملکرد مناسب، دوام مناسب و قیمت مناسب را در مورد هر محصول یا خدمت در نظر بگیرد. مشتریان به ما کمک می کنند تا متناسب بودن را شناسایی کنیم و تنها کاری هم که ما باید انجام دهیم، این است که از آنها نظرخواهی کنیم. به علاوه، مسوولان برخی از شرکت ها متوجه شد اند که کل سازمان باید نسبت به کیفیت محصول متعهد باشد. کار هر کدام از کارکنان بر کیفیت تاثیر دارد، چون هر سازمان بسان یک سیستم اجزای بهم پیوسته دارد و عمل هرکدام از اجزا بر دیگری کاملاً موثر است.

کیفیت بهینه عبارت است از آن سطح از کیفیت که علاوه بر برآورده ساختن انتظارات مشتریان، بدون اضافه شدن ارزش محصولات، از افزایش هزینه ها جلوگیری کند، کیفیت، جوهر هر سازمان است. تمام وظایفی که در سازمان انجام می گیرد، از قبیل نوشتن نامه ها، پاسخگویی به مراجعه کنندگان، حتی وظایف نظافتچی ها نگهبانان نیز عناصری موثر در کیفیت محسوب می شوند.

امروزه دیگر بخش کوچکی از یک شرکت به ارایه خدمات اختصاص ندارد، بلکه کل سازمان – از مدیران عالی تاکارکنان عادی – همگی در برآورده ساختن نیازهای مشتریان موجود و بالقوه نقشی را برعهده دارند. حتی اگر فردی در موقعیتی نباشد که به طور مستقیم از مشتری حمایت کند، می تواند از کارمندانی که به مشتریان خدمات می کنند، پشتیبانی کند.

مشتریان راضی منبع سود شرکت ها هستند. شرکت هایی که نمی توانند مشتریان را راضی نگهدارند، در درازمدت از بازار حذف خواهند شد. ارایه خدمات به مشتریان با کیفیت عالی و به طور مستمر، موجب ایجاد مزیت های رقابتی برای شرکت می شود. در زیر به نکاتی درباره کیفیت اشاره می شود که در همه سازمان های دولتی باید مورد توجه قرار گیرد:

▪ اطلاع رسانی: در بخش دولتی، اطلاعات باید سریع و دقیق باشد و در دسترس همگان قرار داشته باشد.

▪ سرعت در ارایه خدمات: مشتریان بخش دولتی، خواهان تسریع در کار موردنظر خود هستند.

▪ صحت خدمات: مشتریان بخش دولتی، درستی نتایج کارهای انجام شده را طالب اند.

▪ زیبایی: ظاهر اقدامات، مکاتبات، انتشارات، امکانات و فضای محل مراجعه باید تمیز، زیبا و پاکیزه باشد.

▪ رفتار مناسب: مشتریان بخش دولتی، خواهان دریافت خدمات با رفتاری مشفقانه هستند.

▪ قانونمندی: مشتریان بخش دولتی، خواهان پایبندی کارکنان به قوانین و ضوابط اند و هرگونه تبعیض و نابرابری را ناخوشایند می دانند.

▪ سادگی و سهولت: مشتریان بخش دولتی، انجام کارها و همچنین انجام خواسته را به سادگی – و نه در چارچوب گردش کارهای پیچیده و پرپیچ و خم اداری – خواهانند.

▪ انعطاف پذیری: مراجعان بخش دولتی ، خواهان نرمش در نحوه اجرای قوانین و مقررات هستند.

▪ دانش و توانایی کارکنان: کارکنان باید مهارت کافی و دانش و تخصص لازم را درارایه خدمت داشته باشند.

3) درک انتظارات مشتریان: اولین و آخرین معیار رضایت مشتری این است که آیا انتظارت او برآورده می شود یا خیر؟ بنابراین، ابتدا باید مشخص شود که آن انتظارات چه هستند.

سپس باید اهدافی را تعیین کرد و نیروی انسانی سازمان را بر زمینه هایی که برای مشتریان مهمترین است، متمرکز نمود. اهداف خدمت در هر شرکت به انتظارات مشتریان، رقابت و اهداف خدماتی آن شرکت بستگی دارد. در مورد انتظارات مشتریان باید معیارهای خاصی از رضایت در هر قسمت از بازار شناسایی شود، ولی می توان از استانداردهای عمومی شروع کرد.

مشتریان گوناگون اولویت های مختلفی برای ویژگی های زیر قایلند و اگرچه ممکن است که به برخی از آنها اصلاً اهمیت ندهند، اما سازمان باید برای حصول اطمینان همه آنها را بررسی کند:

الف) نسبت ارزش به قیمت: این نکته روشن است که مشتریان علاقمندند تا در مقابل قیمتی که می پردازند، تا آنجا که ممکن است، ارزش هایی را دریافت کنند. این نسبت، ارزشی را که مشتریان دریافت می کنند، به عنوان تابع قیمتی که پرداخت می نمایند، اندازه گیری می کند. این نسبت را با بالابردن ارزش یا پایین آوردن قیمت می توان بهبود بخشید. تقسیم بازار، گام مهمی در ایجاد نسبت مناسب بین ارزش و قیمت است. دو شرکت ممکن است خدمات مشابهی را ارایه دهند، ولی مشتریان به علت ویژگی های خاص، یکی از آن دو شرکت را انتخاب می کنند و حاضرند که برای همان خدمت پول بیشتری بپردازند.

ب) کیفیت خدمت یا محصول: خریداران هر نوع محصول یا خدمت مایلند که محصولات و خدمات با انتظارات آنها مطابقت داشته باشد. این نکته را هیچگاه نباید فراموش کرد که تنها با تبلیغات وسیع، تخفیفات و تبسم به مشتری، نمی توان محصولات بی کیفیت را با موفقیت به فروش رساند. سهل انگاری در خدمت هم باعث عدم رضایت مشتریان خواهد شد. باید به خاطر داشت که کیفیت باید براساس نظر مشتری تعریف و ابلاغ شود. برای مشتری مهم نیست که 97 درصد از خدمت ارایه شده بدون نقض است. او می خواهد بابت پولی که می پردازد یا زمانی که صرف می کند، خدمتی صددرصد و بدون نقص دریافت دارد.

پ) ضمانتنامه: هیچکس مایل نیست بدون اطمینان از این که فروشنده بر قول و تعهد خود راجع به عملکرد و کیفیت محصول پایبند خواهد ماند، محصول یا خدمتی را بخرد. روش متداول برای به وجودآوردن این اطمینان، ارایه خدمت موثر، بازپرداخت پول یا عوض کردن محصول معیوب پس از خریدن آن است.

ت) تجربه خرید: یک راه برای ارتقای سازمان به موقعیتی بهتر و سود بیشتر که منوط به رضایت مشتری نیز می باشد، آن است که فرآیند خرید به صورتی سریع، ساده، راحت، بدون اشکال و تا حد امکان لذتبخش درآید. هیچکس مایل نیست که با فروشندگان و کارکنان بداخلاق سر و کار داشته باشد، یا برای خرید محصول یا خدمات در صف منتظر بماند. در یک مطالعه تحقیقی 60 درصد از پاسخ دهندگان بیان کردند که به علت رفتارهای ناخوشایند فروشندگان، دیگر از آن فروشگاه ها خرید نمی کنند.

4) ایجاد انتظارات مطلوب در مشتریان: میزان رضایت مشتری را می توان به طور نسبی بدین صورت بیان کرد: اگر ادراکات مشتری از خدمات دریافت شده از انتظاراتش کمتر باشد، نتیجه اش نارضایتی است؛ اگر خدمات مطابق با انتظاراتش باشد، احساس آرامش می کند، ولی خیلی راضی نیست؛ اما اگر خدمات بیش از انتظارات مشتری باشد، او راضی و خشنود خواهد بود و معمولاً این گروه اخیر جزو مشتریان وفادار خواهند بود.

به دو طریق می توان خدماتی بیش از انتظارات مشتریان را ارایه داد: راه اول، سخت کارکردن، بیشتر پول خرج کردن و انجام دادن کارهای اضافی است؛ راه دوم هم این است که انتظارات مشتریان به دقت کنترل شود، چون نباید انتظاراتی را در مشتریان ایجاد کنید و سپس خدماتی را ارایه دهید که تا حد نامطلوب است، بلکه باید قول ها و ضمانت هایتان به موقعیت شما کمک کند. یکی از علل نارضایتی مردم کشورمان از سازمان های خدماتی این است که اینگونه سازمان ها توقعاتی را ایجاد می کنند که قادر به ارایه مطلوب و به موقع آنها نیستند.

5) کلید راضی کردن مشتریان در دست مدیریت صحیح منابع انسانی است: کارکنان مناسب که از طرف سیستم مدیریت حمایت شوند، کلید راضی کردن مشتریان هستند. شرکت ها باتوجه به چهاراصل اساسی مهم گزینش و آموزش و حمایت و پرداخت می توانند نسبت به مطلوبیت کارکنان خود اطمینان حاصل کنند:

الف) گزینش: در شغل هایی که مستلزم تماس زیاد با مشتریان است، از هر کارمندی نمی توان استفاده کرد. یک کارمند نامناسب ممکن است ساختار بنیادی پرهزینه ای را مختل سازد. هزینه های گزاف آموزشی، کم کاری، پایین بودن کیفیت کار و بالاخره پایین بودن سطح کارایی هر موسسه یا سازمان تا حدی ناشی از انتخاب ناصحیح و بی رویه است. به علاوه، ورود هر کارمند جدید به سازمان با ویژگی های خلقی و تربیتی خاص، در رفتار سایر کارکنان و به طور کلی، در رفتار سازمان اثر مستقیم خواهد داشت. بنابراین، استخدام افراد با طرز فکر درست تنها راه موفقیت است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 5:2 بعد از ظهر
[لينك ثابت] |
ارتباط هوشمندالزام و نياز سازمانهاي پيشرو
شنبه چهارم اسفند 1386

 

يكي از سياستهاي اصولي كه اكثر سازمانهاي پويا بمنظور گسترش خدمات قابل ارائه به مشتريان خود دنبال مي نمايند سنجش ميزان رضايت مشتريان و ايجاد وفاداري در تداوم همكاري و خدمات متقابل است كه بطور خاص نظام بانكي در سراسر دنيا از اين قاعده كلي بعنوان يك ركن اساسي توسط كليه كاركنان و سطوح مختلف مديريت پيروي مي گردد.

استفاده از نرم افزار و بسترهاي الكترونيكي در جهت ارتباط با مشتري و تبادل اطلاعات در تمام اوقات شبانه روز ، توسعه خدمات الكترونيكي نظير انواع خدمات بانكي و دسترسي به بانكهاي اطلاعاتي توسط مشتريان از جمله ابداعات و نوآوري هايي هستند كه اكنون در داخل كشور از سوي سيستم بانكي دولتي و خصوصي مورد اهتمام جدي قرار گرفته و موجبات فرآهم نمودن رضايت در مشتريان بانكها را پديد آورده اند.

پيتر دراكر انديشمند علوم مديريت قصد هر تجارت را خلق و حفظ مشتري ميداند.

 

مكانيزم ارتباطات با مشتريان :

 در بازاريابي رابطه مند استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطي كه بر پايه نرم افزارهاي ويژه اي جهت ارتباطات گسترده با مشتريان عمل نمايند متداول و محسوس مي باشد .

 

آنتونيني در رابطه بايكي از نرم افزارهاي مديريت ارتباط با مشتري مي‌گويد: " ما اسم اين نرم‌افزار را انيميشتين گذاشتيم تا اين نگرش را به مشتريان منتقل كنيم كه با يك نابغه سروكار دارند."

 اين نرم‌افزار اين امكان را به كاركنان بانك مي‌دهد كه در آن واحد تمام روابط خود را با هر مشتري مشاهده نمايند. همچنين ميزان سوددهي هر مشتري و ارزش روابط با وي را نيز محاسبه مي‌كند و به كاركنان فرصت تفكر بيش‌تر در روابط با هر مشتري را مي‌دهد.

 

 

 آنتونيني مي‌گويد:

 

 "ما مشتريان 5 ستاره داريم كه سودآوري آنها براي بانك زياد است و ما با آنها روابط فوق‌العاده مستحكم داريم در قيمت‌گذاري خدمات، محصولات مورد نياز مشتريان و خدمات خاص براي آنها، دقت فوق‌العاده‌اي صورت مي‌پذيرد.

 

نوشته شده توسط سید محمد طباطبایی در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 4:32 بعد از ظهر
[لينك ثابت] |
Your Weblog Banner